الشيخ علي المشكيني
345
تفسير روان (فارسى)
دوران و عصر مديد بيافريد ، سپس بر تخت تسلّط و استيلا بر همهء آفريدههاى خود مستقر گرديد و مشغول تدبير و تصرف و ادارهء آنها بر طبق هدف خلقت و نظم و اصلاح شد . اوست خداى رحمان ، يعنى خلقت جهان هستى و سلطه و ادارهء آن بر پايهء رحمت و نشأتيافته از نام رحمان است . پس اى پيامبر ، از حال اين آفرينش و استوا از موجودى آگاه بپرس ، يعنى از خدايت يا از جبرئيل يا علماى راستين اهل تورات و انجيل حقيقى و غير محرَّف كه خداوند راجع به اين امور در آن دو كتاب تفصيل داده است . وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمنُ انَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُوراً گفته شده كه كلمهء رحمان در ميان مشركان نامأنوس بوده و يا اسم مردى از بزرگان يمامه بوده كه او را رحمان اليمامة مىخواندهاند . يعنى : و چون به مشركان گفته مىشود به رحمان سجده كنيد ، مىگويند : رحمان چيست ؟ آيا به آنچه تو دستور مىدهى بدون شناخت سجده كنيم ؟ و ممكن است سؤالشان به قرينهء كلمهء « ما » ى موصوله به عنوان مسخره و استهزا بوده است . و اى پيامبر ، دعوت آنها به سجده ، به نفرت و فرارشان مىافزايد . تَبَارَكَ الَّذِى جَعَلَ فِى السَّماءِ بُرُوجاً وَجَعَلَ فِيها سِرَاجاً وَقَمَراً مُنِيراً « 61 » وَهُوَ الَّذِى جَعَلَ الَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُوراً « 62 » وَعِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً « 63 » وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِيَاماً « 64 » لغت : برج : هر بناى مرتفع ، ستارگانى در آسمان كه به شكلهاى خاصى در ارتفاع بالا ديده مىشوند . خِلفة مصدر است به معناى فاعل يعنى خليفه و جانشين . هَون : آرامش و فروتنى . بيتوته : شب را به صبح آوردن . سُجّداً و قياماً جمع ساجد و قائم .